X
تبلیغات
نماشا
رایتل

دانلود رایگان نرم افزار جی 5

بررسی نظرات و دیدگاهها در مورد جعبه جی 5

که زیر نظر سازمان ملی جوانان است.

جی5 یک معجزه است آقای کیومرث خمس آبادی مدرس زبان انگلیسی در تهران و کرج و فارغ التحصیل رشته ادبیات زبان انگلیسی است وی یکی از اولین افرادی است  که ازجی5 در جهت یادگیری زبان انگلیسی استفاده کرده است.

مصاحبه ای که می خوانید خلاصه گفتگو با ایشان است.

آقای خمس آبادی اثرات جی5 در یادگیری زبان را چگونه ارزیابی می کنید؟

آنچه من در مورد خودم و شاگردانم در حد معجزه بوده است، من بدون استثنا در اولین جلسه آشنایی با شاگردانم از آنها می خواهم جلسه بعد حتماً باید همراه جی5 در سر کلاس حاضر شوند.ببینید ما در یادگیری زبان با یک مشکل بسیار بزرگ روبرو هستیم برخلاف بسیاری از کشورها ما با افراد خارجی و انگلیسی زبان ارتباط مستقیم نداریم درنتیجه با کلی زحمت در کلاس حاضر می شویم و لغات و کلماتی را یاد می گیریم ولی چون فرصت تکرار آنرا بویژه به صورت ناخودآگاه نداریم تقریباً همه زحمات به باد می رود و فراموش می شوند و کمتر موقعی کاری از دست معلم برمی آید.

اگر قرار باشد یک صفتی را به جی5 نسبت دهید چه صفتی را می گویید؟

به آن می گویم معجزه اگر لغت چون واقعاً در یادگیری لغت معجزه می کند.

یک پیام!

 من هرچه را با جی5 خواندم برایم ماند و هرچه را بدون جی5 خواندم یا فراموش کردم و یا بیاد آوردن آن شفاف و قابل اطمینان نیست تاکید می کنم هر کاری را نمی خواهید بکنید، نکنید ولی از جی5 استفاده کنید.

خب بری حسن ختام مصاحبه چه حرفی دارید؟

چند روز پیش یکی از دوستان را که در هواپیمایی استخدام شده بود را دیدم. با شوق و ذوق می گفت که با وسیله ای آشنا شده که در مدت کوتاهی دایره لغت زبانش را افزایش داده و از من خواست به زبان آموزانم پیشنهاد کنم. من هم قبل از اینکه او نامی از جی5 بیاورد گفتم: جی5 نیست؟! با تعجب گفت: چرا! و وقتی به او گفتم که شش سال است استفاده می کنم با دلخوری گفت:تو به من ظلم کردی چرا آن را زودتر به من هم معرفی نکردی اگر در این چند ساله با آن آشنا بودم الان هزاران لغت بیشتر بلد بودم و اینقدر وقتم تلف نشده بود حقیقتاً‌ برای لحظه ای احساس شرمندگی کردم. و از آنجا مصمم شدم به هر کس که در حال یادگیری است،‌چه زبان و چه هر درس دیگر جی5 را توصیه و سفارش کنم.

جناب مالکی باز هم این شما و این خوانندگان. برای این شماره چه برنامه ای دارید؟

اگر موافق باشید این شماره را می خواهیم متفاوت از بقیه مصاحبه ها برگزار کنیم.

یعنی چکار کنیم؟

می خواهم همه اش خاطره تعریف کنم.این که خیلی خوب است.ولی قبل از هر چیز می خواهم فلسفه این چند خاطره را برایتان بگویم.من فکر می کنم یکی از بزرگترین مشکلات ما ایرانیها بویژه جوانان آن است که در زندگی خود متعادل نیستیم یعنی یا دائماً کار و درس می خوانیم یا در گرداب روزمرگی اسیر شده ایم و فراموش کرده ایم که باید زندگی معتدلی داشته باشیم.

شما چه توصیه ای دارید؟

اینکه حتماً ‌یک روز در هفته را برای تفریح و بیرون رفتن به ویژه کوه و سبزه زارها در نظر بگیرند به عبارتی زندگی را اگر ترازویی در نظر بگیریم خیلی مهم است که کفه زندگی شخصی و خانوادگی در تعادل باشد.

خوب قرار بود ازخاطراتتان بگویید ؟

بله، یکی از جالبترین هایش مربوط می شود به تنگه واشی من تقریباً دو هفته جمعه ها سعی می کنم به دامن طبیعت بروم حالا اگر امکاناتی باشد دورتر و اگر نباشد همین اطراف تهران و کرج مثل رودخانه کرج مثل کوه های اراف تهران، توچال ، دارآباد که واقعاً خرجی هم ندارد ما این خاطره مربوط به یکی از سفرهای برون شهریست که به اتفاق یک گروه خوب بنام کانون کوه و جوان به تنگه واشی رفتیم که بسیار زیباست و در قسمتی از آن چاره ای ندارید جز اینکه شلوارها را بالا بزنید و از میان آب خنک عبور کنید، خوب ما هم همین کار را کردیم بعد از یک ساعتی راهپیمایی لذت بخش آبشار زیبای تنگه نمایان شد نمی دانم آیا تا بحال در گرمای تابستان تجربه کنار آبشار بودن را داشته اید یا نه؟ولی فوق العاده است،‌ قطرات ریز و پودر شده آب به سر و صورتتان می خورد و نشاط فوق العاده به شما می دهد.من هم که قبلاً‌تجربه با آبشار بودن را داشتم ، همینکه آبشار را دیدم ازگروه جلو افتادم تا به پای آبشار رسیدم مگر می شد زیر این آبشار نرفت؟ به همین خاطر دفتر خاطرات که همیشه همراهم است زیر لباسم گذاشتم و پریدم توی آب و رفتم زیر آبشار ولی همین آب نرم و شفاف وقتی در ارتفاع ده ، بیست متری شتاب می گیرد می شود مثل سنگ ریزه. آب چنان فشاری داشت که تا آمدم دستم را به عینکم بگیرم آب به سرعت برق بردش! از زیر آبشار بیرون آمدم ولی مگر دیگر عینکی پیدا می شد به همین خاطر لذت زیر آبشار رفتن را خراب نکردم و دوباره رفتم و از فشار جانانه آن لذت بردم حتی رفتم به میانه آبشار که یک شبه غاری بود و از آنجا همراه آبشار داخل آب پریدم. فوق العاده لذت بخش بود اما بی عینک شدم!

 با بی عینکی چه کردید؟

وقتی از پیدا کرن آن ناامید شدم پیش خودم گفتم با عینک یا بدون آن امروز باید یک روز شاد و بیاد ماندنی باشد، وقتی از آب بیرون آمدم و کنار صخره ها زیر آفتاب خودم را رها کردم، احساس گرسنگی کردم همینکه دست کردم توی جیبم تا ساندویچی که در آغاز به ما داده بودند درآورم دیدم پر از آب شده! جوری که قابل خوردن نبود به همین خاطر با خنده و رضایت  بازش کردم و کالباس و خیارشور آنرا با ولع خوردم و از اینکه در هر شرایطی می توانم لذت ببرم لذت مضاعفی بردم، خلاصه آنروز بدون عینک و با این مسائل می بایستی به من خوش نگذرد ولی برعکس یکی از بهترین سفرهای من شد.

خوب نتیجه؟!

نتیجه اینکه به هر بهانه ای شده یک روز در هفته را برای خودتان خالی کنید، دوم اینکه وقتی برای لذت بردن بیرون رفته اید هر مشکل، مانع و هر سختی باید شما را بیشتر به وجد آورد وقتی با این زاویه نگاه می کنید می بینید که در هر شرایطی باز هم لذت می برید.

آقای مالکی، اینها که می گویید فوق العاده اند شما همه این حسها را تجربه کرده اید؟

بله البته با همین دوستان و کانون و البته هر جمعهً آنها اکثرا! برنامه را به گونه ای تنظیم می کنند که بیش از یک الی دو ساعت راهپیمایی نداشته باشد تا بچه ها خسته نشوند ولی همیشه جاهای بکر و دست نخورده را انتخاب می کنند و چون اهداف زیست محیطی دارند که به اهداف معنوی ما نزدیک است، من همیشه از با آن ها بودن لذت می برم.

خوب اگر دوستان بخواهند با این گروه بیایند شرایطی دارد؟

نه، حتی می توانند عضو کانون کوه و جوان شوند که زیر نظر سازمان ملی جوانان است.

خود شما هم هستید؟

من در بیشتر سفرها با این دوستان هستم و خوشحال می شوم که در این سفرها جی5 ها هم باشند؟

اگر کسی بخواهد بیاید چکار باید بکند؟

می تواند با تلفن مؤسسه در کرج تماس بگیرد تا هماهنگی های لازم و تخفیفهای لازم را برایشان بگیرم.

پیام دیگر!

در یکی از همین سفرها می بینمتان!

 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 11:04 ق.ظ | نویسنده: حمید توکلی | چاپ مطلب 0 نظر