X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

دانلود رایگان نرم افزار جی 5

بررسی نظرات و دیدگاهها در مورد جعبه جی 5

من یک مغز جادویی ندارم فقط یک جعبه جادویی دارم


 

اولین بار درنمایشگاه کتاب دیدمش، چهره اش پر از لبخند بود و سرشار از انرژی و البته اعتماد به نفس در تک تک کلماتش موج می زد، او کسی نبود جز مهندس مهداد یامی، همکارانش او را "مرد مریخی" توصیف می کنند. او یک مریخی جی پنجی است و بی دلیل نیست که او را مریخی می خوانند، به زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی تسلط کامل دارد و به زبان های ترکی، ارمنی، اسپانیایی و چینی، اشراف دارد! یک هفته ای هم می شود که ایتالیایی را شروع کرده است! او فوق لیسانس را با معدل 19.5 در رشته MBA فارغ التحصیل شده است. و در دانشگاه شانگهای چین در مقطع دکترا در رشته مدیریت استراتژیک پذیرش گرفته است. شیوه زندگی او واقعاً خواندنی و الهام بخش است با هم مصاحبه با ایشان را می خوانیم.

 

 

-نحوه آشنایی با جی 5؟
من حدود 10 سال پیش در دوران سربازی ازطریق یکی از مجلات (موفقیت) با جی5 آشنا شدم، خب حقیقتش آنچه نوشته شده بود، را خیلی با شک و تردید نگاه می کردم ولی ریسکش را کردم و آنرا خریدم و بعدها یکی از مهمترین سرمایه گذاری های زندگیم شد.


-درسربازی چطور ازش استفاده می کردی؟
من در آن زمان در شهری خدمت سربازی را انجام می دادم که هیچ کلاسی برای آموزش زبان فرانسه وجود نداشت، بنابراین خودم از کتابهای فرانسه شروع کردم، با جی5 آنها را یاد گرفتم. البته روزهای جمعه، خانم استادی بود که از تهران می آمد و در دانشگاه آزاد آن شهر فرانسه تدریس می کرد و من پیش او می رفتم و فقط آن چند دقیقه ای که برای تنفس بین کلاسهایش بود، با من که به شدت به زبان فرانسه علاقمند بودم، فرانسه کار می کرد نتیجه اینکه با جی5 من چنان مسلط شدم که در اواسط دوران سربازی در چند آموزشگاه زبان، فرانسه تدریس می کردم، این هم نتیجه استفاده ازجی5!


-خاطره ای هم از دوران سربازی دارید؟
یک روز جی برگهایم را زیر میز چیده بودم، فرانسه، انگلیسی و ... یکی از سرهنگها آنرا دید و پرسید اینها چیه؟ براش توضیح دادم، همزمان یک افسر دیگر هم از دور جی برگها را دید، او هم به جمع ما ملحق شد و گفت این ها چیه و بعد هم دست برد و یک بری به آنها زد و گفت: هه یک مشت کاغذ پاره گذاشته پیشش، من رو بگو فکر کردم پوله! و جناب سرهنگ هم نگاهی به او کرد و گفت: اتفاقاً این پولیه که بعداً صداش در می یاد!


-خب واقعاً صداش درآمد؟
بله، خیلی هم خوب در آمد، الان من مدیر و مشاور استراتژیک چند شرکت هستم. خدا را شکر درآمد خوبی دارم و این بواسطه تسلطم به زبان انگلیسی، فرانسه و عربی است و شرکت ها وقتی رزومه مرا می بینند که در آن به این زبانها و اطلاعات دیگر مسلط هستم و از طرفی هم معدل فوق لیسانسم  19.5 است، پیشنهادات مالی خوبی به من می دهند و حالا بعد از سال ها آن جی برگ ها پول هایی بودند، که الان من دارم لمسشان می کنم.


بعد از سربازی؟
خب من وقتی سربازی می رفتم مدرکم کاردانی بود. برای ادامه تحصیل به بیروت رفتم، البته این بار با سلاحی فوق العاده به نام جی 5 و موفق شدم مدرک کارشناسیم را با معدل خوب در رشته نرم افزار در شاخه هوش مصنوعی بگیرم. بعد از آن هم موفق شدم کارشناسی ارشد را در رشته MBA بگیرم. اگر می خواهید میزان تسلط من به زبان انگلیسی که با جی5 بدست آمده را دریابید کافی است، بدانید که من وقتی در حال آماده کردن پاورپوینت دفاعیه پایان نامه ام بودم، چنان مشغله داشتم که فرصت نکردم حتی یک بار سخنرانیم را که بایستی به زبان انگلیسی انجام می شد را تمرین کنم، ولی چنان هنگام دفاع از پایان نامه مسلط بودم که ترجیح می دادم همه انگلیسی ازمن سوال کنند تا فارسی! و توانستم موضوع پایان نامه ام را که: نقش موثر هوش مصنوعی در استراتژی کار و کسب های آینده بود، را با تسلط دفاع کنم و درآن دوره تنها شخصی که نمره 20 را در دفاعیه پایان نامه گرفت من بودم.


برگردیم به یادگیری زبان، الان به چند زبان مسلط هستید؟
الان به غیر از زبان مادریم که فارسی است، به زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی کاملاً مسلط هستم و به زبانهای ترکی، و ارمنی و اسپانیایی و چینی اشراف دارم و هفته پیش هم زبان ایتالیایی را شروع کردم. و به دلیل اشرافم به زبان چینی توانستم در دانشگاه شانگهای چین، در مقطع دکترا در رشته مدیریت استراتژیک پذیرش بگیرم.


-جی5 و یادگیری همه چیز؟
 من با جی5 فقط زبان یا مطالب درسی را کار نمی کنم، بلکه فراتر از آن، برای هر چیزی استفاده می کنم. برای مثال همین چند روز پیش در حال نوشتن جی برگهایی بودم که مربوط به شیوخ و سران منطقه عربی بود. برای مثال پادشاه مغرب چه کسی است، چقدر حکومت کرده و غیره یا جدول مندلیف، هیدوژن، هلیوم، لتیوم ،... را با جی 5 حفظ کرده ام (توضیح اینکه آقای مهندس یامی کل جدول را با چنان سرعتی از حفظ بیان می کردند که برای نوشتن و پیاده سازی همین3  عنصراول، 3 بار مجبور به عقب و جلوکردن مطلب ضبط شده، شدیم)
وهمچنین اسطوره های یونان را بطور کامل حفظم و الان هم دارم دایرة المعارف عمومی را با جی5 حفظ می کنم. برای مثال تاریخ هنر را شروع کرده ام، اینها چیزهایی هستند که من اسمش را گذاشته ام معلومات سوادی!

-کاربرد معلومات سوادی؟!
ببینید وقتی شما در یک مهمانی حجم زیادی ا زچنین معلوماتی را ارائه می دهید، دهانهای باز و چشمانی گشاده شده و تعجبی، غیرقابل توصیف را می بینید. جالبه یک جمله از یکی از دوستانم بگویم که می گفت: اگر از یامی بپرسی، روغن نهنگ چه خصوصیتی داره، همین الان بهت می گه!


-کاربردهای دیگر جی5؟
همین حالا من ویالن می زنم، قسمت هایی از قطعات که برایم مهم است را جی برگ نویسی کرده ام و با جی5 کار می کنم. روی جی برگ می نویسم قطعه فلان و پشتش هم نت آن را یادداشت می کنم و این جی برگ ها را در هر فرصت ازجمله در تاکسی در اتوبوس و هر فرصت مناسب دیگری تکرار می کنم. حتی وقتی پشت رول در ترافیک هم گیرمی افتم، آنها را مرور می کنم.


-یک خاطره؟
همین هفته پیش برای برگزاری یک نمایشگاه در یک کشورعربی، به خارج از کشور رفته بودم، من در آنجا با مخاطبین به زبان عربی و انگلیسی صحبت می کردم، وقتی به هتل رفتیم با یک نفر فرانسوی صحبت کردم و بعد از آن با یک نفر چینی هم به زبان چینی صحبت کردم، همکارم که آنجا شاهد این قضایا بود، با دهانی باز و چشمانی متعجب گفت: یامی تو از مریخ آمده ای؟!!! و بعد گفت: عجب مغزی داری؟!!!


-و جواب شما؟
گفتم: من اصلاً مغز جادویی ندارم، فقط یک جعبه جادویی دارم، من جی5 دارم!


-خاطره ای از نوع دیگر؟!
من بزرگترین ضررهایی که تا بحال کرده ام، گم شدن کیف پولم نبوده است، آنچه که مرا خیلی ناراحت می کند وقتی است که کیف جی5 ام را گم می کنم. واقعاً ناراحت می شوم. یک بار با اتوبوس تا سید خندان آمدم، آنجا پیاده شدم و اتوبوس که راه افتاد تازه متوجه شدم کیف جی5 ام را جا گذاشتم، بدو بدو تاکسی گرفتم و جلوتر ازاتوبوس در ایستگاه رسالت منتظر شدم، همین که آمد بلافاصله به داخل آن رفته و زیروروی صندلی ها را گشتم خوشبختانه پیدایش کردم ونفس راحتی کشیدم.
خوب این خاطره ها مربوط به 3 سال پیش می شود ولی همین دو ماه پیش اتفاقی افتاد که کم بود زهره ترک بشوم، کیف جی5، جدیدی خریده بودم و مملو از جی برگ بود در تاکسی به مطالعه جی برگ ها مشغول شدم و بعد آنرا درکیف لپ تاپم گذاشتم وقتی وارد شرکت شدم هر چه گشتم آنرا پیدا نمی کردم، باورتان نمی شود، نذر کردم تا پیدا شود وقتی به خانه رسیدم با صبر و حوصله شروع به گشتن کیف لپ تاپم کردم، خوشبختانه کیف جی5 ام را داخل یکی از جیبهای کیف لپ تاپم پیدا کردم و کلی خدا را شکر کردم.


- جی5 وچگونگی یادگیری زبان؟
من فکر می کنم زبان آموختن چیزی جزء تمرین و اعتماد به نفس نیست. تمرینش را که به کرار، مرور کردن است را جی5 به ما می دهد. اعتماد به نفسش هم که با ورود مطالب به حافظه درازمدت و حضور ذهن دائمی، با جی5 بدست می آید. خیلی ها به من می گویند برای تسلط به زبان باید، خارج از کشور برویم من به آنها می گویم: اصلاً نیازی به این کار نیست، همین جا می توانی  یک  جعبه جی5 داشته باشی و جی برگها را مرور می کنی. حتی خارج از کشور هم نمی تونی اینقدر مرتب و علمی این کار را انجام دهی. کاری که من همین جا انجام دادم و بسیار هم موفق شدم.


-موفقیت در یادگیری زبان را با اعتماد به نفس بالا مرتبط دانستید؟ جی5 چطور دراین زمینه کمک می کند؟
همانطور که گفتم پایان نامه فوق لیسانسم را به زبان انگلیسی ارائه کردم، یادم هست آنقدر مشغله داشتم و از طرفی هم این مهمان بیا آن مهمان برو داشتم، که دیگر وقتی برای تمرین سخنرانیم به زبان انگلیسی باقی نماند و من حتی یک بار هم متن پرزنتم را حتی به فارسی هم تمرین نکردم. ولی نکته جالب اینکه وقتی به زبان انگلیسی درحال دفاع از پایان نامه ام بودم، خیلی دوست داشتم که کسی به زبان فارسی از من سئوال نکند و واقعاً احساس تسلط می کردم، خب این اعتماد به نفس از کجا آمده بود؟ به خاطر این بود که همه چیز چنان وارد حافظه درازمدت من شده بود که کوچکترین شکی نداشتم که به همه چیز مسلط خواهم بود و چنین هم شد.


-ما جی5های خیلی موفقی داریم که بعد از10 سال هنوز دست از جی5 نمی کشند، جی5 چه جاذبه ای دارد که بعد از ده سال استفاده، هنوز برای جی5 ها جذاب است؟
به نظر من جی5 یک نوع رژیم غذایی است، رژیمی که واقعاً اعتیاد می آورد، شما هر چه بیشتر یاد می گیرید، تشنه تر می شوید، با آنکه از نوشیدن این آب لذت می بری ولی سیراب نمی شوی ،یک حالتی از پویایی می دهد که حاضر نیستی آنرا رها کنی، یک زبان یاد می گیری و می خواهی زبان دوم هم یاد بگیری، هر چه بیشتر یاد می گیری، عطشت بیشترمی شود.
دقیقاً مثل آدم ورزشکاری که یک هفته ورزش نمی کند و احساس کرختی و سستی می کند، احساس می کند یک چیز کم است، یک هفته جی 5 را استفاده نکنی، چنین احساسی داری.


-غرق یادگیری با جی5؟
تجربه ایی که برای هر جی5 ای اتفاق می افتد، یک بار بر روی سکوی ایستگاه اتوبوس منتظر آمدن اتوبوس بودم، هوا نسبتاً گرم بود، اتوبوسی آمد و من رفتم و یک جا برای خودم گرفتم، کیفم را گذاشتم روی صندلی و خودم آمدم بیرون و روی سکو نشستم و مشغول مرور جی برگهایم شدم، یکباره سرم را بالا آوردم دیدم خبری از اتوبوس نیست، اتوبوس رفته بود! و من چنان غرق مرور جی برگهایم بودم که متوجه رفتن اتوبوس که احتمالاً چند باری هم بوق زده بود، نشدم. نمی دانستم خوشحال باشم یا ناراحت!

-بازهم دارید؟
فراوان، برای نمونه یکی از مشکلات من وقتی در تاکسی می نشینم، همین است. وقتی تاکسی مثلاً در مدرس با سرعت می رود و من پیش خودم می گویم، سرعباس آباد پیاده می شوم و همانطور که مشغول مرور جی برگهایم هستم، یک مرتبه سرم را بالا می آورم و می بینم که رسیدم 7 تیر! درست مثل کسی که در تاکسی خواب مانده باشد!


-یک سوال، شما که گفتید بعد از سالها جی برگهایتان به معنی واقعی به پول تبدیل شده اند، خب چرا یک ماشین نمی خرید و اینهمه با تاکسی جابجا می شوید؟
ببینید، من قبل از آنکه جدی از جی5 استفاده کنم توی برنامه های روزانه ام همیشه 2 ساعتی را برای ترانسپورت و حمل ونقل در نظر می گرفتم ولی حالا به جای آن می نویسم "دوساعت جی 5" البته با آن پولهایی که فرمودید یک ماشین خریده ام ولی اغلب مواقع توی پارکینگ خانه است و من غالباً پیاده و یا با تاکسی و اتوبوس جابجا می شوم و این باعث شده حتی در هنگام پیاده روی هم جی برگهایم را بخوانم ولی وقتی ازماشین استفاده می کنم، فقط تنها شانس ترافیکهاست بنابراین تاکسی واتوبوس را ترجیح می دهم.


پنهان کاری با جی5؟!
من واقعاً در استفاده از وقتم حساس هستم، با این حال بعضی مواقع شما به مراسماتی دعوت می شوید که نمی شود جواب نه بگویید. مثلاً مراسم جشن و گاهی هم عزاداری، من همیشه کیفم را باز کرده و آرام آرام جی برگهایم را مرور می کنم، جالب اینجاست که هیچ کس اصلاً متوجه اینکار نمی شود. درحالیکه اگر شما یک کتاب همراه خود ببری و بخوانی به اصطلاح تابلو می شوی. جالب اینجاست که من علاوه بر مدیر استراتژیک شرکتمان، مدیر آموزش هم هستم به همین خاطر همیشه به بچه ها گوشزد می کنم که نبینم کسی در داخل کلاس جواب sms را می دهد و یا کار دیگری می کند ولی خودم همیشه کیف جی 5 ام باز است و در حال مرور جی برگها هستم و هیچ کس هم نمی گوید چرا خودت کار دیگری می کنی البته من همزمان با مرور جی برگ ها به تابلو هم نگاه می کنم.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 20 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 08:45 ب.ظ | نویسنده: حمید توکلی | چاپ مطلب 0 نظر