X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

دانلود رایگان نرم افزار جی 5

بررسی نظرات و دیدگاهها در مورد جعبه جی 5

نوشته جالبی از مهدی مالکی نژاد، پدر جی 5

این عادتم بود ، وقتی وارد خانه می شدم قبل از آنکه لباسم را درآورم و کار دیگری انجام دهم سراغ تلوزیون می رفتم آنرا روشن می کردم ، کانالهای آنرا جستجو می کردم و بعد از آن بود که به سراغ کارهای دیگرم می رفتم ، تلویزیون روشن بود و من پای آن نشسته بودم ، چای می نوشیدم و در حالی که برای آن روز برنامه خوبی داشتم و می خواستم حداکثر استفاده از آن را ببرم ، روبروی تلویزیون لمیده بودم و دائما با خودم می گفتم بگذار این برنامه هم تمام شود ، بذار ببینم نتیجه این فوتبال چی می شه ؟!

بعد حتما خاموش می کنم و می روم کتاب می خوانم ! و بعد که نتیجه فوتبال را می دیدم اگر طبق مرادم بود ، خوشحال می شدم و خوب در خوشحالی بد هم نیست آدم یک سر دیگری به کانالهای دیگر هم بزند ! تاخوشحالی امروزش تکمیل شود!!! و این بار مثلا یک فیلم مستند توجه ام را جلب می کرد و قسمتی از وقتم را هم آن می ربود و توجیه ام هم این بود که با دیدن یک فیلم مستند دانش آدم از طبیعت لذت می برد و آمادگی فکری بیشتری برای کارها پیدا می کند ! و اگر هم نتیجه فوتبال طبق مرادم نبود باز با خودم می گفتم با این روحیه که نمی شود کتاب خواند ، بازده پائین است ، بگذار برای انیکه از این حال و هوا خارج شوم کانالها را یک دوری بزنم و اتفاقا این بار یک برنامه بهداشتی توجه ام را جلب می کرد که کارشناس آن در حال توضیح این مطلب بود که چگونه از کلیه های خود مواظبت کنید ، با خود میگفتم این که خیلی مهم است باعث می شود تا با دانستن اطلاعاتی از این قبیل جلوی خیلی از بیماریها و مشکلات را در آینده بگیرم ، پس کماکان پای تلوزیون می نشستم و تا آخر برنامه را نگاه می کردم یک روز به خودم آمدم و گفتم " آقا مهدی تو داری چی کار می کنی ، تا وقتی سرکار هستی که وقت آنجا صرف می شود، وقتی خانه می آیی ، این جعبه جادو تو را طلسم می کند و بی رحمانه وقت گرانبهای تو را سرقت می کند البته اینطور نیست که از آن هیچ منفعتی به تو نرسد ولی تو روزی چند ساعت از وقت را پای آن می سوزانی ؟ حساب کردم دیدم حداقل 2 تا 3 ساعت وقتی بعضی مواقع مثل روزهای تعطیل بسیار هم بیشتر می شد بعد ازخودم پرسیدم اگر به جای آن کتاب بخوانی چه می شود دیگر اگر نه هفته ای یک کتاب حداقل نیمی از کتاب را می توانم بخوانم و در سال 20 تا 30 کتاب تمام می کردم با خود گفتم باید فکری به حال این عامل تنبلی و بی حالی بکنم ، لم دادن دیگر بس است ! همان لحظه از جایم بلند شدم و یک صفحه کاغذ A4 سفید برداشتم و با چسب همچون ی پرده روی صفحه تلوزیون نصب کردم و با خودم گفتم اگر واقعا لازم بود آن صفحه را بالا می زنم و تلوزیون را روشن می کنم ، حداقل بهتر ازاین است که اتوماتیک وار تلوزین را روشن کنم و دام آن بیفتم ! البته روی آن کاغذ هم درشت نوشتم : " اتلاف کننده مهم وقت" البته اگر الان می خواستم بنویسم می نوشتم " عامل تنبلی" یا " عامل رخوت و سستی " خب این ترفند به مقدار زیادی کمکم کرد تا با تنبلی از این گونه مقابله بکنم البته آن موقع مجرد بودم و کنترل تلوزیون سیاه و سفیدم دست خودم بود ، والا شاید بدون هماهنگی خانواده این کار امکان پذیر نبود حتما می پرسید تلوزیون سیاه و سفید؟! بله من چون در کتاب آقای آلن لایکس که در مورد مدیریت وقت بود به این نتیجه رسیده بودم به همین خاطر با وسوسه تلوزیون رنگی مقابله کرده بودم تا جاذبه آن بیشتر از اینکه هست نشود!
البته من بلاهای دیگری هم سر این جادوگر آوردم که در کتاب مدیریت وقت که می خواهم بنویسم که البته ممکن است عنوان تغییر کند حتما به ذکر جزئیات خواهم پرداخت که در جای خود مبتکرانه و جالب خواهد بود ولی باید اعتراف کنم که همیشه من پیروز نبودم و هرچند وقت یکبار به علتی این عادت خودپرهیزی از تلوزیون می شکست و این ماشین مصرف کننده سیری ناپذیر وقت ، وقت گرانبهای مرا می بلعید و ای کاش فقط به همین اکتفا می کرد ، چون حتی وقتی شما از تلوزین استفاده نمی کنید مطلبی که از آن دیده اید ذهن شما را اشغال می کند ، و بدتر از همه تخم بذر تنبلی را در وجود شما کاشته ،قرار بوده 10 صفحه کتاب بخوانید ولی تحت تاثیر تماشای تلوزیون آنرا عقب انداخته اید آنرا عقب انداخته اید و حالا در دام اینرسی تنبلی گرفتار شده اید و حوصله ندارید تا سراغ کتاب بروید چون طبیعتا به خوشایندی دیدن یک سریال مورد علاقه و یا در آن هیجان  فوتبال وجود ندارد به همین خاطر حالا هم که از پای این جعبه تنبلی بلند شده اید ، هنوز آثار تنبلی باقی است و باید با صرف انرژی مثبت خود را از اینرسی تنبلی به اینرسی حرکت و تلاش تبدیل کنید که متاسفانه تا 80% در این موارد موفق نیستیم و به جای کتاب به سراغ بخچال می رویم تا لذت تنبلی امروزمان کاملتر شود و در همان حال بمانیم !!!
من یک حساب سرانگشتی کردم که این "جعبه تنبلی " چه هزینه ای بر وقت من تحمیل می کند دیدم در طول یکسال حدود 500 تا 1000 ساعت از وقت مرا نابود می کند و به این عدد اضافه کردم همان اتلاف وقت های ناشی از اینرسی تنبلی را و حالا آنرا در یک دهه از عمرم ضرب کردم دیدم عدد وحشت ناک حداقل 10000 ساعت (ده هزار ساعت) بدست آمد که طی آن چند کتاب و چه کارهای مثبتی که می توان انجام داد به نظر من هرچه سرانه استفاده از این جعبه تنبلی در خانواده بیشتر باشد آن خانواده و اعضاء آن در کمین خطر واقعی تعلل کاری ، بی نظمی ، و اهمالکاری وجود دارند بنابر این به خاطر خودتان و خانواده و جامعه تان از این جعبه جادوی تنبلی فاصله بگیرید یا آنرا کاملا از زندگی خود دور کنید و یا بشدت از استفاده از آن وسواس داشته باشید ، این تصمیم بدون شک کمک بزرگی در رفع یکی از بزرگترین موانع منظم بودن و فعال بودن و خروج از تنبلی را انجام داده اید ، تصمیمی به نظر ساده و لی فوق العاده مهم !

.

نوشته مهدی مالکی نژاد

برگرفته از کتاب مواظب پرتقال های خود باشید - در دست چاپ


http://www.malekig5.com



تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 02:53 ب.ظ | نویسنده: حمید توکلی | چاپ مطلب 1 نظر