X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

دانلود رایگان نرم افزار جی 5

بررسی نظرات و دیدگاهها در مورد جعبه جی 5

مصاحبه ای که ملاحظه می فرمایید اگر چه ربطی به جی 5 ندارد ولی تلا

غم جدایی

مصاحبه ای که ملاحظه می فرمایید اگر چه ربطی به جی 5 ندارد ولی تلاشی است در جهت تحقق رسالت موسسه پگاه که عبارت است از افزایش عمق زندگی با هم می خوانیم:

جناب آقای مالکی برای این شماره چه مطلب تازه ای در نظر گرفته اید

خب بعد از چند شماره اخیر که بیشتر مطالب آن مربوط به فکرافزار جی 5 و تمرکز حواس و قانون 80-20بود اگر اجازه بدهید در این شماره می خواهیم کمی به عقب برگردیم و مطالب مربوط به ازدواج و عشق را ادامه دهیم من فکر می کنم یکی از مسا.ل رایج بین جوانان غم جدایی و عشق ناکام است که افراد را تا مرز سستی فلج کننده و حتی خودکشی پیش می برد به هر حال تجربه اینکه شما کسی را دوست داشته باشید و امکان رسیدن به او برایتان میسر نباشد تجربه ای به شدت ناگوار و رنج آور است بنابراین اگر بتوانیم کمی راجع به تکنیکها و راههای مقابله این مشکل با دوستان صحبت کنیم به عمق زندگی آنها کمک کرده ایم

خب موضوع واقعا مهمی است حالا اگر کسی را دوست داریم و خارج از اراده ما از ما جدا می شود چگونه باید با این مشکل برخورد کنیم که هم عملی باشد یعنی و نصیحت و کلی گویی نباشد و هم واقع بینانه؟

بله وقتی ما کسی را دوست میداریم از دست می دهیم یکباره همه چیز دگرگون می شود و هر قدر هم تلاش می کنیم نمی توانیم به راحتی از غم آن رها شویم بنا براین احساس رنج و افسردگی می کنیم

خب راه عملی چیست؟

ببینید قبل از هر چیز بعد از جدایی درست مثل وقتی که عزیزی از دنیا می رود و در رنج فراغ او سوگواری می کنیم باید وقتی عشقی منجر به ازدواج نمی شود چنین دوره ای را بپذیریم و آن را طبیعی بدانیم و حتی برای آن اشک بریزیم و به خود فرصت دهیم تا وضعمان عادی تر شود آنگاه می توانیم از تکنیکهای مختلف استفاده کرده و به زندگی عادی برگردیم

اولین تکنیکی که پیشنهاد می کنید چیست؟

واقعیت این است که در چنین مواقعی انسان می خواهد به احساسات و عواطفی که داشته توجه نکند ولی هر چه بیشتر تلاش می کند بیشتر درگیر می شود به عبارت دیگر واقعا می بینید که دست خودش نیست با تکنیکی که آن را می توانی شکستن حلقه های ارتباطی منفی بنامیم می توانیم به این مشکل فائق آییم

خب این تکنیک شکستن حلقه های ارتباط منفی چیست ؟

وقتی فرد در چنین حالتی قرار دارد هر چیزی او را یاد عشق ناکامش می اندازد از دیدن یک کتاب یا خودکار و حتی غدا و هر موسیقی یا صدایی می تواند خاطرات ناخواسته ای را زنده کند که زمانی آرامبخش بودند ولی حالا رنج آورند در چنین حالتی شخص به آن فکر که جرقه زده شده است آنقدر ادامه می دهد که ممکن است از چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشد و او هر چقدر بیشتر طول بکشد رنج آورتر است پس اولین مشکل این است که ما شاید نتوانیم جلوی جرقه زدن آن خاطره را بگیریم ولی اگر بتوانیم کاری کنیم که نیمه کاره رها شود وضع به طرف بهتری پیش می رود به عبارتی دیگر مغر وقتی می بیند این افکار بارها و بارها نیمه کاره رها می شود خودش به این نتیجه می رسد که دیگر لزومی ندارد تا آن را به خاطر آورد و به این ترتیب آن خاطرات و افکار را رها می کند

خب چطور باید این کاررا کرد؟

من خودم در مورد مشابهی تجربه جالبی دارم در مورد یکبار خودم را در وضیعت ناخواسته ای یافتم و حجوم احساس های منفی به سویم روانه شد ولی بااستفاده از همین تکینیک توانستم بسیار راحت تر مشکل را پشت سر بگذارم طبیعی بود هر چیز اطراف مرا یاد او می انداخت و به جای لذت رنج آور بود بنابراین باید این زنجیره ها و حلقه ها پاره می شدند. من برای این منظور آمدم و یک حرکت غیر منتظره را به محض اینکه خاطره ای به ذهنم می رسید اجرا می کردم این حرکت غیر منتظره عبارت بود از یک تصور ذهنی که در آن بادکنکی پر باد به یکباره شروع می کرد به خالی شدن و پایان خالی شدن آن بادکنک پایان آن فکر بود و عملا باعث میشد آن فکر ادامه پیدا نکند تا زنجیره وار ذهنم را مشغول کند.

پس شما پیشنهاد می کنید با یک حرکت غیر منتظره جلوی سلسله افکار منفی را قطع کنیم ؟

دقیقا البته هیچ محدودیتی برای انتخاب این تصور یا حرکت وجود ندارد حتی می تواند مضحک باشد یا توام با حرکت بدنی باشد مثلا می تواند درآوردن شکلک باشد ولی اگر فکر می کنید در خانه متهم به خود شدن نمی شوید می توانید هر کار دیگری را که برایتان غیر منتظره باشد انجام دهید فقط به خاطر داشته باشید بعد از انتخاب آن را تغییر ندهید تا ذهنتان نسبت به آن شرطی شود.

خب آقای مالکی چه پیشنهاد دیگری دارید؟

من فکر می کنم قاعده یک دلاری را رها کن تا ده دلاری بگیری هم جالب باشد روزی کشیشی به چند کودک فقیر که در کلیسا نشسته بودند به هر یک  یک  یک دلاری دادو گفت که آن دست خود را که  یک دلاری در آن است را بالا بیاورید و بعد یک ده دلاری از جیبش درآورد و به آنها گفت که با همان دست باید آن را بگیرند ولی بچه ها هر چقدر سعی کردند نتوانستند چون حاضر نبودند که دستشان را باز کنند و یک دلاری را از دست بدهند کشیش هر قدر انتظار کشید بچه ها این کاررا نکردند تا بالاخره 10دلاری را در جیبش گذاشت. این یک واقعیت است تاوقتی ما به کسی دلبسته ایم تعجب آور نخواهد بود اگر عشق دیگری به سراغمان نیاید بنابراین باید یاد بگیریم که یک دلاری را رها کنیم تا 10دلاری به سراغمان بیاید بنابراین اگر کسی جواب نه به ما داد و واقعا شرایط مناسب نیست مطمئنا اگر خود را رها کنیم فرصت های امید بخش دیگری هم در انتظار است

خب جمع بندی نمی کنید؟

اگر با مشکل از دست دادن کسی مواجه شدیم که به عنوان شریک زندگی در نظر گرفته بودیم در مرحله نخست باید بپذیریم که باید یک دوره سوگواری را طی کنیم و این کاملا طبیعی است دوم انیکه با تکنیک بادکنک بین حلقه های ارتباطی ناخواسته وقفه ایجاد کنیم و سوم بکوشیم نقش خود را از یک نامزد یا شریک زندگی به نقش جدیدی مثل برادر یا خواهر تغییر دهیم و عشق خود را حالا در قالبی دیگر به او نثار کنیم.

www.malekig5.com

 

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1385 ساعت 08:17 ب.ظ | نویسنده: حمید توکلی | چاپ مطلب 0 نظر